روزی برای که مانع رفتنت گردم اشک ریختم
امــــــا تـــــو اشکهـایــم را ندیـــدی و رفتـــی
من برای تو روزها و شبها دعا کردم که بمانی
امـــــا تــــو دعا های مرا نشنیدی و رفتـــــی
من تـــورا قسم بـــه عشقــم دادم کــه بمان
امـــا تــــو عشقم را ندیده گرفتـــی و رفتــی
من تـــــو را گفـتـــــــــم دوستت دارم نـــرو
تــــو دست رد بــــه سینه ام زدی و رفتـــــی
من جانم را برایت فداکــردم کـه با من بمانـی
امــا تــو ایـن فــدا کــاری را ندیدی و رفتــــی
من عشقــم را بعنای تــو کردم تـا که بمانـی
امــا تــو عشقــم را بـه دروغ دیدی و رفتــی
نوشته شده توسط شکست خورده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 2:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
در باره شکست خورده

هرگز فکر نمیکرد!
که بره و تنهام بزار
من فکر میکردم که اون همیشه با من میمونه
ولی این طوری نشد
آخرش تنهام گذاشت
رفت کجا نمیدنم !!!!!!!!!!!!!!!!
فهرست اصلی
دوستان شکست خورده
دسته خظ پیشین
طراح قالب
POWERED BY
آهنگ من دعای فرج